دوستای گلم این شعر توی رمان باورم کن نوشته آرام رضایی بود نوشتم هر کسی میخواد معنی این شعر رو واقعا حس کنه این رمان و بخونه.

لحظه ها رو با تو بودن

در نگاه تو شکفتن

حس عشق رو در تو دیدن

مثل رویاییی تو خوابه

با تو رفتن

با تو موندن

مثل قصه تو رو خوندن

تا همیشه تو رو خواستن

مثل تشنگی آبه

اگه چشمات من رو می خواست

تو نگاه تو می میردم

اگه دستات مال من بود

جون به دستات می سپردم

اگه اسمم رو می خوندی

دیگه از یاد نمیبردم

اگه با من تو می موندی

همه دنیا رو می بردم

بی تو اما سرسپردن

بی تو و عشق تو بودن

تو غبار جاده موندن

بی تو خوب من محاله

بی تو حتی زنده بودن

بی هدف نفس کشیدن

تا ابد تو رو ندیدن

واسه من رنج و عذابه

اگه چشمات من رو می خواست

تو نگاه تو می مردم

اگه دستات مال من بود

جون به دستات می سپردم

اگه اسمم رو می خوندی

دیگه از یاد نمیبردم

اگه با من تو می موندی

همه دنیا رو می بردم

توی آسمون عشقم

غیر تو پرنده ای نیست

روی خاموشی لب هام

جز تو اسم دیگه ای نیست

توی قلب من عزیزم

هیچ کسی جا نداره

دل عاشقم به جز تو

هیچ کسی رو دوست نداره

اگه چشمات مال رو می خواست

تو نگاه تو می مردم

اگه دستات مال من بود

جون به دستات می سپردم

اگه اسمم رو میخوندی

دیگه از یاد نمی بردم

اگه با من تو می موندی

دیگه از یاد نمیبردم

لحظه ها رو با تو بودن

لحظه ها رو با تو بودن