وقتی زرد میشه
وقتی میمیره
وقتی از درخت جدا میشه
بازم پای همون درخت می افته![]()
![]()
![]()

وقتی زرد میشه
وقتی میمیره
وقتی از درخت جدا میشه
بازم پای همون درخت می افته![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ان هم انتظار لحظه ای که یک اشنا صدایت کند و به تو بفهماند که دوستت دارد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اما هر چقدر که انتظار هم سخت باشد به ان لحظه زیبا می ارزد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پس انتظار می کشم تا ان لحظه زیبا نصیبم شود
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پیرمرد از دختر پرسید:
غمگینی؟
نه
مطمئنی؟
نه
چرا کریه میکنی؟
هیچ کس منو دوست نداره
چرا؟
چون قشنگ نیستم
قبلا اینو به تو گفتن؟
نه
ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا به حالا دیدم
راست می گی ؟
از ته قلبم
دخترک بلند شد پیر مرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید شاد شاد
چند دقیقه بعد پیر مرد اشکهایش را پاک کرد،کیفش را باز کرد،عصای سفیدش را بیرون اورد و رفت!!!
![]()
![]()

گویند کسان که روز عید آمده است
این نکته بطبع من بعید آمده است
روزیست به ماعید که گویند همه
زان یار سفرکرده نوید آمده است
می خوام دوباره اشکامو ،رو دوش باد سوار کنم
قصه دلتنگی هامو ،از اون بالا هوار کنم
اخه دوباره امروزم ((جمعه)) بودو وقت قرار
اما دیگه غروب شده من موندهام،چشم انتظار
دلم گرفته ای خدا ،مثل دل این اسمون
کاشکی که این ابرا برن ،پیدا بشه رنگین کمون
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
درخت شاخه هایش را تکان داد سیب نه افتاد نه غلتید
درخت نفس خود را در خود حبس کرد و رفت به باور کال یک نهال
نهال کج بود، نهال تشنه بود، در خواب سیب رها بود
سیب به خواب ریشه ها افتاد
نهال چند شکوفه کوچک بر گره گاهش دید
انجا بود که دیگر فهمید
به اغوش مرطوب و قرمز زندگی گازی خواهد زد
فهمید که تنها چند قدم مانده تا خود سیب تا باور غریب یک درخت سیب
باور دارم که در دل هر تاریکی شمعی روشن خواهد شد.
باور دارم که در دوراهی های زندگی کسی خواهد بود که رهنما باشد.
باور دارم که در طوفان های مهیب زندگی انگاه که همه چیز متلاطم می شود کسی هست که کلمه به کلمه ی دعاهای ما را میشنود.
باور دارم با مرگ هر نفر عزیز دیگری متولد خواهد شد که لبخندش زندگی را به همراه می اورد .
باور دارم با هر برگی که بر زمین می افتد شکوفه ای خواهد رویید.
باور دارم که زندگی فرایندی همیشه جاری است که بر سر راهش اتفاقات ناگواری رخ می دهد که ممکن است اثر ان باقی بماند ولی زندگی به جریان خود ادامه می دهد.
باور دارم که در پس هر غروبی طلوعی زیبا نهفته است .
و باور دارم که ظلمت و سیاهی ابدی نیست و سحر نزدیک است.
خدا را ![]()
از اعماق زلال عشق باید سرود![]()
اسمان را سروده ام ![]()
در بلندای حیرت ![]()
زمین را ![]()
در وسعت صبور اشک ![]()
و انسان را ![]()
در غربتی منفجر ![]()
شعرم ![]()
تا نا تمام نماند ![]()
به نگاهی در من اویز ![]()
خدا را
از اعماق زلال عشق باید سرود![]()
روزها فکر من این است و همه شب سخنم![]()
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا امده ام امدنم بحر چه بود![]()
به کجا می روم اخر ننمایی وطنم![]()
اینک جا دارد از خود بپرسی من اینم و در این کاروان هستی
جایگاهم کجاست![]()