گریه

هر که اید گوید:

گریه کن ،تسکین است

گریه ارام دل غمگین است

چند سالی است که من می گریم

در پی تسکینم

ولی ای کاش کسی می دانست

چند دریا

بین ما فاصله است

من و ارام دل غمگینم

 

@دوست دارم@

 

دوستت دارم ای عشق 

  ای کاش احساسم گلی می بود
میریخت عطرش را به دامانت
یا مثل یک پروانه پر میزد
رقصان به روی طاق ایوانت 

ای کاش احساسم کبوتر بود

بر بام قلبت آشیان میکرد
از دست تو یک دانه برمیچید
عشقی به قلبت میهمان میکرد
 


   ای کاش احساسم  درختی بود

تو در پناه سایه اش بودی

یا مثل شمعی در شبت میسوخت
تو مست در میخانه اش بودی 
 

ای کاش احساسم صدایی داشت
از حال و روزش با تو دم میزد
مثل هزاران دانه برف
سرما به جان دشت غم میزد


 ای کاش احساسم هویدا بود

                                                     در بستر قلبم نمی آسود

یا در سیاهی دو چشمانم
     خاموش نمیگشت و نمی آلود

 

                                                     

سهراب سپهری

چیزها دیدم در روی زمین :

كودكی دیدم . ماه را بو می كرد .

قفسی بی در دیدم كه در آن ، روشنی پرپر می زد .

نردبانی كه از آن ، عشق می رفت به بام ملكوت .

من زنی را دیدم ، نور در هاون می كوبید .

ظهر در سفره آنان نان بود ، سبزی دور شبنم بود ،

كاسه داغ محبت بود .

من گدایی دیدم ، در به درمی رفت آواز چكاوك می خواست

و سپوری كه به یك پوسته خربزه می برد نماز

چهار فصل

نامگذای فصول سال در ایران باستان

*فصل بهار

به+ار:بهترین اراییدن=بهترین اوردنی-بهترین ارایش

*فصل تابستان

تاب+ستان:تاب و تحمل+ستاندن:تاب و طاقت+ستاندن

فصلی که گرما ،تاب و تحمل را از همه می ستاند.

*فصل پاییز

پا+ییز:پاییدن(انتظار،مراقبت و صبر)+خیزان

فصل پایش و زمانی که کشاورزان ،بذر را می پاشند و می پایند(مراقبت و صبر) تا دانه برخیزد.

*فصل زمستان

ز+م+ستان=از+ماه+ستاندن(گرفتن)

فصلی که ابرها مانع رسیدن گرمای خورشید به ما و نیز مانع رسیدن نور ماه به ما می شود و در واقع گرما و نور را از ما می ستاند.

                              

                      

                            <  ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ>

مثل طبیعت چهار فصل باشیم

همچون بهاری شکوفا

مثل تابستان گرم و صمیمی

بسان پاییز بارانی و بخشنده

مثل زمستان برفی سپید و پاک

عید فطر بر همه روزه داران مبارک

مهم نیست که قفلها دست کیست

مهم این است که کلید ها دست خداست

از ته دل دعا میکنم که شاه کلید تمام قفلها رو از خدا عیدی بگیرید

عیدتون مبارک

تو را دوست دارم

بگذار یک بار دیگر در قلب تو به دنیا بیایم

بگذار یک بار دیگر عاشق بشوم و پا برهنه در اسمان راه بروم

-این هوای دم کرده را کنار بزن !

-بوسه های خاک گرفته را از پستو بیرون بیاور!

-دستی به صدای خسته ام بکش!

بگذار یک بار دیگر به تو سلام کنم سلام به ساعت شش صبح که سایه تو از خورشید می گذرد و ستاره های خواب الود را بیدار می کند.

سلام به یکایک انگشت های تو که می توانند نقاشی های مغموم مرا از شیشه های مه گرفته پاک کند

سلام به اتوبوسی که نفس های گرم تو را با خود به دور دست می برد.

-بی تو به سفر نخواهم رفت

-نگاه تو در هیچ چمدانی جا نمی گیرد

-بی تو خواب های مشوش من تعبیر نخواهد شد و کمی ترانه هایم را در چهار راه خاطره زمزمه نخواهد کرد.

بگذار کلمه های مرده ام را درون صدف های صورتی جای دهم و انقدر نگاهت کنم که گونه هایم به رنگ نارنج ها شود .

بگذار قبل از اینکه اخرین سیب بر زمین بیفتد نام تو را یاد بگیرم .

-بی تو بیدار نخواهم شد و صورتم را در رودخانه های عاشق نخواهم شست .

-بی تو گیتار ها گنگ خواهند ماند و بوته های نعناع خشک خواهند شد.

بگذار دهان به دهان خوانده شوم تا به دهان شیرین تو برسم انگاه شعر کوتاهی شوم در دفتر یادداشت تو:

دلم خسته شد از بی هم زبانی

مبادا طی شود فصل جوانی

برای تو برای تو بمانم

برای من برای من بمانی

حلول ماه

حلول ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و برکت و غفران مبارک باد.

عشق از نگاه سهراب سپهری

همیشه فاصله ای هست

اگر چه منحنی اب بالش خوبی است

برای خواب دل اویز و ترد نیلوفر

همیشه فاصله ای هست

دچار باید بود

و گر نه زمزمه حیات میان دو حرف حرام خواهد شد

و عشق

سفر به روشنی اهتزار خلوت اشیاست

و عشق

صدای فاصله هاست

صدای فاصله هایی که غرق ابهامند؟

نه

صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند؟

و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر

همیشه عاشق تنهاست

و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست.....