ادم و حوا
یه عمری حرفی تو دل نشسته راستیش بغض مونو شکسته
اگر بخوام چیزی بگم میمیرم اروم باید تو اون گوشه بمیرم
بسته دیگه نمک به زخمم نپاش به خاطر خدا به فکر من باش
دائم می گیم خوبیم و بیست میگیریم جز خودمون به فکر هیچ کس نیستیم
بی نمکیم تو این که شک نداریم تو سفرمون نون و نمک نداریم
گرفت دلامون دیگه از تجارت می خوایم بریم پنج شنبه شب زیارت
دنیا همش تولد کرم شده دندون عقلمون پر از جرم شده
خبر خبر صداقت و سوزوندن صداقت و تو چشمامون نخوندن
قمار چشمای کسی رو باختیم وقت کم اومد ازش بتی نساختیم
حوا دلم برات میسوزه ،ادم دنیای غم برات کرده فراهم
بهونه کرد تو رو سیب رو برداشت جهنمی تو قلب ما ازت کاشت
نمک به زخمت می پاشم ببخشید ادم جونت حرفمونو که نشنید
اره حمش از بله گفتنت بود موندن و سوختن و نرفتنت بود
اگر نمی شدی زن اون ادم هی چی بابا الهی قربونت شم
حالا دیگه باد با غم بسازیم زندگی رو به خاطرات نبازیم
حوا دعا کن که ادم نباشیم ادم باشیم ادم تو نباشیم
اگه یه روز من جای ادم بودم به خاطر بودن تو نبودم
حتی اگه سیبی رو بر میداشتم یه باغ سیب به خاطرت می کاشتم
قابیل که کشت هابیل خوشکلت رو شکست کسی دوباره اون دلت رو
حالا دیگه دیر برای طلاق دیره کنی قابیل رو از شیرت عاق
گذشته ها گذشته دیگه سخت نگیر بیا بریم مثل ما ماتم نگیر
ادم که ادم نمیشه بی حساب حکایت سوختن و سیخ و کباب
حوا بیا کنار ما حالی کن مشتی و مردونه جاش و خالی کن
شما که جز هم کسی رو ندارین پس تو دل همدیگه غم نکاریم
مثل ما که بی همدیگه غریبیم حکایت ادم و تو سیبیم
ادم و تو بهونه گناهید قربونی یک نگاه یک نگاهید
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
