♥نوروز مبارک♥

 

♥سلام به همه دوستان گلم عید رو به همه شما تبریک میگم انشالله سالی

 پراز خوشی و سلامتی داشته باشید از اینکه امسال همراه من بودید تا

تونستم وبلاگمو گسترش بدم ممنونم خیلی دوستون دارم این آخرین پست

سال ۹۰ امیدوارم خوشتون بیاد ♥

 

 

شیشه میشکند و زندگی میگذرد

نوروز می آید تا به ما بگوید تنها محبت ماندنی است

پس دوستت دارم چه شیشه باشم چه اسیر سرنوشت.

 

 

با پایان سال برای خانه تکانی به خانه ی دل که رسیدم

محبتت نه غباری داشت و نه کهنه شده بود.

"مهرت جاودانه در دلم خواهد ماند"((عشق من))

 

زندگی دفتری از خاطره هاست!

یک نفر در دل شب یک نفر در دل خاک یک نفر همدم خوشبختی هاست!

یک نفر همسفر سختی هاست!

چشم تا باز کنیم عمرمان میکذرد!

ما همه همسفرو رهگذریم!

آنچه باقیست فقط خوبی هاست!

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

آدمیان به لبخندی که بر لبها می نشانند و به احساس خوبی که بر جا مینهند و به

دردی که از یکدیگر میکاهند می ارزند....

بودنشان را میخواهیم چون وجودشان زمین را زیباتر میکند." همیشه باشد همیشگی

و ماندگار "

نوروزتان مبارک

قطره باران

وقتی به زیر باران رفتی دستهایت را باز کن

هر چند قطره که گرفتی مرا دوست داری

و هر چند که نگرفتی من تو را دوست دارم

در این شهر صدای پای مردمانی می آید که همچنان که تو را میبوسند طناب دار تو را میبافند

مردمانی که صادقانه دروغ میگویند و خالصانه به تو خیانت میکنند

در این شهر هر چه تنهاتر باشی

                                                 پیروزتری....

تو بخــــــــــــــــــــــــــــــــــــــند!!

همه می پرسند:

چیست در زمزمه مبهم آب؟

چیست در همهمه دلکش برگ؟

چیست در بازی ان ابر سپید روی این آبی آرام بلند

که ترا میبرد اینگونه به ژرفای خیال؟

چیست در خلوت خاموش کبوتر ها؟

چیست در کوشش بی حاصل موج؟

چیست در خنده خام

که تو چندین ساعت مات و مبهوت به آن می نگری؟

نه به ابر نه به آب  نه به برگ

نه به این آبی ارام بلند

نه به آن آتش سوزنده که لغزنده به جام

نه به خلوت خاموش کبوترها

من به این جمله نمی اندیشم

من مناجات درختان را هنگام سحر

رقص عطر گل یخ را با باد

نفس پاک شقایق را در سینه کوه

صحبت چلچله ها را با صبح

نبض پاینده هستی را در گندم زار

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل

همه را میشنوم

می بینم

من به این جمله نمی اندیشم

به تو می اندیشم

ای سرا پا همه خوبی

تک و تنها به تو می اندیشم

همه وقت

همه جا

من به هر حال که باشم به تو می اندیشم

تو بدان این را تنها تو بدان

تو بیا

 تو بمان با من تنها تو بمان

جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب

من فدای تو

به جای همه گلها تو بخــــــــــــــــــــــــــند

اینک این من که به پای تو در افتادم باز

ریسمانی کن از آن موی دراز

تو بگیر تو ببند تو بخواه

پاسخ چلچله ها را تو بگو

قصه ابر هوا را تو بخوان

تو بمان با من تنها تو بمان

در دل ساغر هستی تو بجوش

من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست

آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش.